سردر جورجیر اصفهان ، یكی از قدیمیترین بناهای تاریخی دوره دیلمی و نمونه بارز آجركاری و گره سازی به سبك رازی از آن دوره است و قدیمیتر از گنبد تاجالملك در مسجد جامع عتیق اصفهان به عنوان نمونهای از هنر آجركاری با سبك رازی از دوره سلجوقیان است. این سبك كه از ری برخاسته، مبنی بر استفاده از آجر در ابعاد كوچك برای ایجاد نقوش مختلف هندسی در كالبد بنا و تزیین چشمگیر آن بوده است. در سردر جورجیر، هنر آجركاری در بخشهای سازهای و تزئینی به قوت و استادانه در دل یكدیگر به كار رفته است.
در یك كوچه باریك و نه چندان هموار در محله حكیم اصفهان، در ضلع شمال غربی مسجد حكیم، درست روبهروی یك سقاخانه، سردر آجری زیبایی تو را ناخواسته میخكوب تماشای جلال و جمالش می كند؛ گویی پردهای خیالانگیز در پیش دیدگانت به چشمنوازی برخاسته و در هر گوشهاش نقشی از خاطر كمالطلب آدمی را به تصویر كشیده است. در پیچ و تاب نقوش سردر كه عاشقانه در آغوش هم نشستهاند، گلستانی شیدا میبینی كه طول دیوارهای خاكی را پیموده، سر به آسمان نهاده و توسن خیال را با خود به بلندای آسمان آزاد میبرد. دستان هنرمند ایرانی در ساخت این سردر خیالانگیز، رنگ و لعاب كاشی به كار نبرده تا این ظاهر خاكی نشانهای از سادگی باطن افلاكیاش باشد. این سردر زیبا روزگاری مردمان را به درون بنایی باشكوه به نام مسجد جامع جورجیر (گور گیر) یا مسجد جامع صغیر (در مقابل مسجد عتیق یا جامع كبیر) در انتهای بازار رنگرزان هدایت میكرده است؛ مسجدی كه كار ساخت آن در دوره وزارت «صاحب اسماعیل عباد» وزیر مویدالدوله و فخرالدوله دیلمی در نیمه دوم سده چهارم هجری قمری به پایان رسید و در پی حمله خانمانسوز مغول به ایران، بجز همین سردر، بقیه بخشهای آن همچون مناره بینظیر یكصد متریاش ویران شد و بعدها در دوران صفوی، مسجد حكیم به همت «حكیم محمد داوود» پزشك شاه عباس دوم در جای آن ساخته شد. اما این سردر با شكوه به عنوان نمونهای عالی از هنر معماری دوران دیلمی، تنها بازمانده مسجد جورجیر است كه برایمان به یادگار مانده است.
نقوش یگانه بهكار رفته در سردر جورجیر آمیختهای است از طرحهای خطی هفت شاخه، كتبیه های كوفی، طرحهای گل و برگ، شمعدانهای سهشاخه، نقوش پایه شمعدان، نقش لالهگون، طرحهای هندسی، نقشهایی شبیه حروف عبری و پهلوی، شمسه هشت، درخت و پرنده، غنچههای محدب، نقوش گیاهی بالمانند، تزیینات زنجیری، شمعدان هفت شاخه، و گلهای سهپر لالهمانند كه هر یك هماهنگ با دیگر نقوش در جای خود نشستهاند.
شاخصترین ویژگی سردر جورجیر یك قوس شكنج یا كنگرهای بزرگ یازدهپر بر فراز آن است كه در نوع خود بینظیر است و پشتبغلهای آن با نقوش چلیپای ایرانی تزئین شده است. نمونههای كوچكتری از این كمان شكنج را با پنجپر بر فراز دو تاقنمای كوچكتر در دیوارههای جانبی سردر میتوان دید كه در بالا و پایین شبدری پنجپر آنها، نقوش شمسه هشت و نقوش شبیه حروف الفبای پهلوی و عبری به كار رفته است كه نشانهای از توجه سازندگان بنا به نمادهای ادیان گوناگون است.
از كتیبه سردر دیلمی جورجیر كه به خط كوفی گچبری شده بود، در طرف راست فقط عبارت «بسماللهالرحمنالرحیم» و در طرف چپ سردر، عبارت «بالقسطلااللهالاهوالعزیزالحكیم» برجای مانده و بقیه كتیبه از بین رفته است. در نماهای خارجی طرفین سردر و در داخل تاقنماهای آجری آن عبارات «لاالهالاالله»، «محمدرسولالله»، «القدرهلله»، «العظمهلله»، «سبحانالله»، «الحمدلله» به خط كوفی گچ بری شده و باقی مانده است.
از پایین تا بالای فرورفتگی دیوار سمت راست بیرونی سردر، پنج جفت نقش شمعدانمانند تكرار شده است كه در بالای هر هفت نقش شمعدان، كتیبه ای مستطیل شكل دربرگیرنده عبارات قرآنی به خط كوفی دیده می شود. در هر نقش شمعدان مانند، در طرفین یك شاخه اصلی، سه جفت شاخه با زاویه شكست ۹۰ درجه بر روی هم جاگرفته و لبه بالایی شاخههای دوم و سوم با گردشی نرم به بیرون خمیده شده است.

از دیدگاه نگارندگان، این نقوش یادآور شمعدان حَنوكا Hanuka Candlestick)) است. پیروان آیین یهود شمعهای شمعدان هفت شاخه حنوكا را در «عید حنوكا» یا «عید اخلاص» یا «جشن روشنایی» روشن میكنند و در این جشن هشتروزه كه از نظر زمانی به عید كریسمس نزدیك است، یاد و خاطره پیروزیهای كهن را زنده میكنند. بر بنیان یك روایت مذهبی یهود، عید حنوكا یادآور تنها چراغ باقیمانده در نیایشگاه مكابیون در زمان جنگ با یونانیان است كه گرچه تنها برای مصرف یك روز روغن داشته اما به مدت هشت روز روشن میماند.
در پایین دیوار بیرونی چپ سردر، نقش دو جفت پرنده در دو ردیف (چهار پرنده) به نشانه چهار پدیده طبیعی نماد زندگی در فلسفه ایران باستان، در زیر یك درخت به چشم می خورد كه به نظر می رسد تكرار نماد درخت زندگی و الهام گرفته از معماری ایرانی پیش از اسلام به ویژه معماری دوران هخامنشی و ساسانی باشد. یكی دیگر از نقوش جالب توجه دیوارهای جانبی، نقوش گیاهی تداعی كننده بال شاهین، پرنده نماد قدرت در ایران باستان و همچنین یادآور نماد فروهر است.
در دو طرف بالای درگاه ورودی و داخل نیمگنبد، دو پیلپوش متقارن پوشیده از نقوش گیاهی و هندسی هستند. استفاده از نقوش ترازو مانند در لابهلای نقوش گیاهی كه یادآور «مهر ترازو دار» نماد دادگستری در ایران باستان هستند و تاكید در بهكارگیری عبارت «قسط» در كتیبه گچبری سردر، میتواند نشانهای از كاربری دیگر بنای جورجیر به عنوان جایگاهی برای رسیدگی به مسائل حقوقی مردمان آن زمان باشد.
به این ترتیب بهنظر می رسد كه آمیختگی كمنظیر این نقوش در سردر جورجیر صرفا با هدف تزئین سازه به كمك نقوش متداول در معماری ایرانی نبوده و انتخابی هدفمند و دارای پیام خاص بوده است. به سخن دیگر، با توجه به سابقه همزیستی پیروان ادیان اسلام، یهود، مسیحی و زرتشتی در اصفهان و برپایه نقشهای برجای مانده در سردر جورجیر، بهنظر می رسد كه بنای جورجیر در زمان خود كاربری فراتر از یك مسجد داشته و به عنوان «خانه ادیان» و به نشانه صلح و همزیستی پیروان ادیان گوناگون در اصفهان ساخته شده بود.
گفتنی است كه سردر جورجیر در امردادماه سال ۱۳۳۵ خورشیدی كه دكتر لطف اله هنرفر ریاست اداره باستان شناسی اصفهان را بر عهده داشت به راهنمایی وی از زیر قشری ضخیم از كاهگل كه آن را از دیدگان دور داشته بود، خارج شد و اگرچه در همان دوران مرمتهایی بر روی آن صورت گرفت، اما متاسفانه در حال حاضر نه تنها تدابیری جدی برای حفاظت و مرمت دورهای این میراث بیمانند اندیشیده نشده است بلكه بهخاطر بیتوجهی شهرداری اصفهان و سازمان میراث فرهنگی، اطراف این سردر یگانه به زبالهدانی اهالی محل تبدیل شده است و به واسطه نفوذ رطوبت آبهای سطحی، بخشهای پایینی این بنا به شدت دچار نم كشیدگی شده و در حال تخریب است.
